محمد حسن خان اعتماد السلطنه

53

صدر التواريخ يا تاريخ صدور قاجار ( فارسى )

عباس ميرزا درآوردند و هفت شبانه روز عروسى و جشن بزرگى گرفتند جميع امرا و اركان در هرگونه عيش آزاد و مختار بودند ، خاقان مغفور درين جشن بزرگ يك پيالهء شراب دادند فرمودند يا بخور و با اين اشخاص سرخوش باش يا جريمهء بزرگى از تو خواهم گرفت ، صدر اعظم دادن جريمه را بر خوردن ساغر ترجيح داد و حسب الامر پنجهزار تومان ترجمان داد ، خود را از خوردن آنچه نخورده بود ، معاف داشت و چون مىخواست تقدس خود را بر علماى آن عصر معلوم نمايد ، تفصيل اين فرمايش شاه و عرض خود و اداى جريمه را به قدوة المجتهدين مرحوم ميرزا ابو القاسم قمى صاحب قوانين نوشت . مرحوم ميرزا در جواب نوشته بود « بسيار غلط كردى كه يك پياله شراب حلال كه به حكم سلطان بود نخوردى ، مىخواستى آن پياله را صرف كنى و پنجهزار تومان را براى فقرا و ضعفا مبذول دارى . » در وقوع اين قضيه شكى نيست ولى در اظهار ميرزا شفيع صدر اعظم و جواب جناب ميرزا اعلى اللّه مقامه به اينطور خيلى محل تعجب و ترديد است . اولا صدر اعظم چطور مىشود كه شرب شاه را صريحا نزد علما افشا كند و خود را مقدس قرار دهد . اين كار دليل بر نامحرمى او شده البته مسئول و مؤآخذ دولت خواهد شد . ثانيا مجتهد هرگز مطلبى نمىنگارد كه باعث تجرى و جسارت ديگران شود ما را در عالم تاريخ حد آن نيست كه به امتحانات عقلى شقوق مسائل را بيان كنيم ، اما اگر واقعا حكم مسئله هم اين‌طور باشد ، ليكن عادت علما بر كتمان اين گونه مطالب است و طورى در اين مسائل عنوان نمىكنند كه ديگران خودسرى كنند و به بذل مال شرب خمر نمايند ، به‌هرحال راوى اين قضيه سلطان احمد ميرزا عضد الدوله فرزند خاقان مغفور فتحعلى شاه طاب ثراه است كه كنون هم در حيات هستند و اين افسانه را وى در كتاب تاريخ چاپى خود مسمى به عضدى نگاشته است كه در شرح حال زنان خاقان مغفور نوشته است ، اصل اين قضيه واقع شده است ليكن طور ديگر بيان نموده‌اند كه شرح آن باعث تطويل مىشود . در سنهء هزار و دويست و هجده سسيان‌لو معروف به ايشپخدر كه از وزرا و سرداران الكسندر پاوليچ امپراطور روسيه است به تفليس و گنجه آمده و در شهرهاى ايران بناى